تبليغاتX
سیگنالهای پراکنده! webgozar
SNJOnLiNE - One Signal ejector
لطفا صبر کنيد صفحه کامل باز بشه


آقای جوان ِ زیبارو! آیا شما ازدواج کرده‌اید؟

شعر/ترانه/جفنگ/طنز   
در هوای چمن ای مرغ گرفتار منال
شب دراز است؛ دمی در قفس و دام بخسب ...
بیت از «خاقانی»

قلبوارد فرودگاه که شدیم، طنین حماسی این سوال، تن هر جوان ِ زیبارویی را می‌لرزاند. به سمت صدا برگشتم: چهره‌ای اهورایی بود، شبیه مادربزرگ خدابیامرزم. کوله‌پشتی‌ام را نشان دادم که یعنی «معلوم نیست ازدواج کرده‌ام و این کوله‌پشتی را زن‌ام برای‌ام خریده‌است؟»
سفر، شگفت و ژرف، آغاز شد. از گیت‌ پرواز که می‌گذشتیم، ماموری با چهره‌ای عبوس گفت:«کارت شناسایی!» شناسنامه‌ام را دادم. صفحهء اول را اصلا نگاه نکرد. صفحهء دوم را نگاه کرد و گفت:«شما که ازدواج نکرده‌اید!» معلوم بود که خط‌خوردگی‌ ِ صفحهء دوم را ندیده‌است و اصلا به کوله‌پشتی و حلقه‌ای که در دست دارم، توجه نکرده است. گفتم:«ولی ما باید الآن بپریم! دیر می‌شه‌ها!» گفت:«بپر پرندهء عاشق .. برو ... برو که درخواست‌های بسیاری در انتظار توست.» و زار زار گریست. ما، من و علی، سوار بر بال اتوبوس، باند فرودگاه را طی کردیم و به «دهانه»ء هواپیما رسیدیم.
- آقای جوان ِ زیبارو! آیا شما ازدواج کرده‌اید؟
مرد جوانی، جلوی در ورودی هواپیما ایستاده بود. اول علی وارد شد و پشت سرش، من. چشم چرخاندم به اطراف. نگاه‌ها خیره به من بود، مرد و زن؛ زن‌ها بیش‌تر. یکی از میهمان‌داران، به استقبال‌ام آمد. گفت:«از سوال همکارم {اشاره به مرد جوان} نگران نشوید، برای من پرسید؛ سوء تفاهم نشود!» نفس راحتی کشیدم و کوله‌پشتی‌ام را نشان دادم که یعنی:«معلوم نیست ازدواج کرده‌ام و این کوله‌پشتی را زن‌ام برای‌ام خریده‌است؟» به کوله‌پشتی‌ام نگاهی کرد و درجا، جان به جان‌آفرین تسلیم کرد. شوری برپا شد ناگفتنی. جماعت زار زار می‌گریستند، خاصه پرسنل پروازی ایران ایر تور. دختر جوان را جمع و جور کردند و ریختند‌ش داخل یک نایلون سیاه‌رنگ، تا به سردخانهء متوفیات شیراز تحویل بدهند. ما هم رفتیم و نشستیم روی صندلی‌هامان. چند میهمان‌دار ِ جوان، به صندلی ما نزدیک شدند که امضا بگیرند. یکی‌شان یک تکه کاغذ به طرف‌ام گرفت که روی‌اش با خطی ریز، نوشته بود:« آقای جوان ِ زیبارو! آیا شما ازدواج کرده‌اید؟ اگر کرده‌اید، کوفت‌ش شه!! اگر نه، امضا کنید این عشق را!» حوصله‌ام داشت کم‌کم سر می‌رفت. به علی گفتم سرم درد می‌کند و باید کمی چشم برهم بگذارم. علی به‌شدت نگران ادبیات کودک و نوجوان بود. نگرانی را توی چشمان‌اش می‌خواندم. اضطراب داشت. امضای من را هم بلد نبود که جعل کند، این شد که پای تمام درخواست‌ها دو مثلث تو در تو کشید، و پایین آن چیزی به خط عبری نوشت. اطمینان داشتم که این رفیق ما، صهیونیستی بیش نیست. چشم‌هام سنگین شد. یاد سفرم به لنبان افتادم. روزگار غریبی بود. چند بار نزدیک بود که به‌دست دختران لبنانی، استشهادی بشوم. یعنی خدا من را دوست داشت؟
با صدای یک اِواخواهر از خواب پریدم:«آقایون و خانم‌های محترم، و جناب آقای حسین نوروزی، کاپتان هستم، سفر خوشی را برای شما آرزو می‌کنم. امیدوارم که در طول سفر، کمربندهای خودتان را محکم ببندید و در ارائهء پیشنهادات ازدواج، کمال اغواگری را داشته باشید. لیدیز اند جنتلمن، وی لاو میستر حسین...»... بقیه داستان را از اینجا بخوانید

چشم‌هام را باز کردم و میهمان‌دار را بالای سرم دیدم. شبیه مادر ترزا می‌خندید. خلبان در کابین‌اش، حمیرا گذاشته بود و صدا را داده بود توی بلندگوهای داخلی:«خاطرات شمال، محاله یادم بره.. اون‌همه شور و حال، محاله یادم بره...» خیال کردم اشتباه سوار شده‌ایم؛ ما داشتیم به جنوب می‌رفتیم، ولی حمیرا از شمال می‌گفت. میهمان‌دار، گوشهء مقنعه‌اش را توی دهان‌اش گذاشته بود که صدای‌اش عوض شود. با غمزه، ظرفی یک‌بار مصرف را به‌طرف‌ام گرفت: یک قوطی آب‌میوه، بسته‌ای غذا، یک نارنگی، و ... یک شاخه گل رُز! تعجب کردم. قبلا هم شنیده بودم که تازگی‌ها توی پروازهای طولانی، خلبان‌ها مسافران را در شنیدن موزیک شریک می‌کنند. غذا هم که همیشه می‌دادند. ولی گل رُز.. عجیب بود. فکر کردم چه خوب است این‌همه تکریم مسافر و این‌همه نوآوری. گل رُز را با اکراه گرفتم، و تشکر کردم. دختر جوان، با صدایی لرزان، گفت:«یعنی.. یعنی.. یعنی شما با من...» و پخش شد روی زمین. کل هواپیما را دیدم که سر پا ایستاده‌اند و با چشم‌هایی خیس، و لبخندی ابلهانه بر لب، دارند ما را تشویق می‌کنند...بقیه داستان را از اینجا بخوانید


پ.ن : کاش ما هم طبع طنز داشتیم چیز میز مینوشتم.


مشترک "سیگنالهای پراکنده" بشوید...
فید مطالب   
اشتراک ایمیلی


post:421 
 

شنگولیسم اسبی! مهمونیات عیدانه!!

شعر/ترانه/جفنگ/طنز   
اسب« عجب رسميه رسم زمونه »

خونه مون عيدا پر مهمونه
مي رن مهمونا از اونا فقط
آشغالِ ميوه به جا مي مونه !
کجاست اون کيوي ؟ چي شد نارنگي ؟
کجا رفت اون موز ؟! خدا مي دونه !

جعبه خالي ِ شيريني هنوز
گوشه ي طاقچه پيش گلدونه
عطرش پيچيده تا آشپزخونه
شيرينيش کجاست ؟ خدا مي دونه
مي رن مهمونا از اونا فقط
جعبه ي خالي به جا مي مونه !

از بس خونه رو به هم مي ريزن
آدم مثل اسب(!) تو گِل مي مونه
يکي نيست بگه خداوکيلي
جاي پوست پسته توي قندونه ؟!
قند نصفه ي عموجون هنوز
خيس و لهيده ته فنجونه
خالا خداييش قندش مهم نيست
کنار اون قند نصف دندونه !
مي رن مهمونا از اونا فقط
نصفه ي دندون به جا مي مونه !!

پسته ي خندون ، بادوم شيرين
فندوق در باز ، مال مهمونه
« پرسيد زير لب يکي با حسرت » :
که از اين آجيل، به غير از تخمه،
واسه ما بعدها چي چي مي مونه ؟!


مشترک "سیگنالهای پراکنده" بشوید...
فید مطالب   
اشتراک ایمیلی


post:402 
 

انتخابی ها هم وزن اخراجی ها!!!!!!!!

شعر/ترانه/جفنگ/طنز   
من اگه نماینده بشم همتون رو میزارم سر کار!!

در تبليغات يکي از نامزدهاي انتخاباتي شوراي شهر اين جملات را ديدم : حل مشکل ازدواج ، ريشه کن کردن اعتياد ، ساختن باغ وحش ، ارزان کردن مسکن...
دستمايه ابيات زير را مديون ايشان هستم....و به او راي خواهم داد!


انتخاباتی هاگربه شورا راه يابد پاي من
هرچه ويراني است عمران مي کنم
مي روم هر شب به ميدان هاي شهر
هر چه ساعت بود ميزان مي کنم
مشکلات شهرتان را رتق و فتق
پشت ميز و پشت فرمان مي کنم
کوچه هاي تنگ را هر شب فراخ
هرچه بن بست است دالان مي کنم
چاله هاي شهر را چاه عميق
هرچه دالان را خيابان مي کنم
هرکه شورا شد فقط اين کرد و رفت
من اگر شورا شوم آن مي کنم
مردها را اهل تجديد فراش
لطف ها در حق نسوان مي کنم
تا کش آيد پوز اعضاي اوپک
نفت را فالفور ارزان مي کنم
entekhabatمرده ها را مي کنم ساماندهي
شهرتان را باغ رضوان مي کنم
شاعران شهر را در خانه ام
هفته اي يک بار مهمان مي کنم
کارگردان هاي با احساس را
مي برم مهمان مامان مي کنم
تا که پررو نق شود گردشگري
اصفهان را ارمنستان مي کنم
شهردار از شهرضا مي آورم
الغرض اين مي کنم آن مي کنم
مي شوم هر شب سوار بلدوزر
هر چه ناصافي است ويران مي کنم
شهر تا راحت شود از چشم هيز
ديدني ها را فراوان مي کنم
مي نويسم طنز بر ديوار و در
شهرتان را من نمکدان مي کنم
تا که کار خلق فورا حل شود
کارمندان را دو چندان مي کنم
هي تراکم مي فروش را به را
ياري انبوه سازان مي کنم
شهرداري را همه رايانه اي
کارها را سهل و اسان مي کنم
گر رقيبانم به من فرصت دهند
انتخاباتچاره ي کمبود سيمان مي کنم
مي کنم هي کارهاي خوب خوب
دشمنانم را پشيمان مي کنم
هفته اي يک شب کليسا مي روم
ارمني ها را مسلمان مي کنم
مي فروشم کل اسراييل را
پول آن را خرج لبنان مي کنم
يک سخنراني به نفع مسلمين
در بلندي هاي جولان مي کنم
مثل اقشار ضعيف اجتماع
نوش جان سوياي سبحان مي کنم
هم صدايي هم دلي هم زيستي
با سراي سا لمندان مي کنم ...
باباجون خسته شدم ..قافيه ها ته کشيد ....به من راي بدين ديگه ...
دم همتون گرم....!




مشترک "سیگنالهای پراکنده" بشوید...
فید مطالب   
اشتراک ایمیلی


post:386 
 

ايروني هيچي نميشه!!

شعر/ترانه/جفنگ/طنز   
bahar
هيچکي مثله ايروني نميشه... هيچکي مثله ايروني نميشه... هيچکي مثله ايروني نميشه...
ايروني ساقه و برگ و ريشه * ساقه از ريشه جدا نميشه
روزگارمون پاييز ميشه * اما هيچ وقت زمستون نميشه
برگاي سبزمون زرد ميشه * بهارمون زمستون نميشه

ايروني برقراره هميشه
هيچکي مثله ايروني نميشه...هيچکي مثله ايروني نميشه... هيچکي مثله ايروني نميشه...

گوش بدهيد: موسيقي



مشترک "سیگنالهای پراکنده" بشوید...
فید مطالب   
اشتراک ایمیلی


post:373 
 

چه فرصت ها که از دست داديم

شعر/ترانه/جفنگ/طنز   
beautiful life آن زماني که بهار در سبد جا مي شد<*> قطره هاي بارون همه دريا مي شد
آن زماني که طلوع پشت هر پنجره بود<*> و حرير سادگي تن هر خاطره بود
آن زمان که هر نگاه فرصت ديدن بود<*> پرس عش را هم وقت پرسيدن بود
آن زمان زيبا بود چون ديار قصه ها<*> وچه بي تکرار بود چون نخستين بوسه ها
عطر نان گرم عشق در هواي خانه بود<*> وبزرگ ترين گناه کشتن پروانه بود
آآآآه
چه فرصت ها که از دست داديم<*> قلب کوچه رو به بن بست داديم
راهي سراب و رويايي شديم<*> ما اسير ...... درد تنهايي شديم.



مشترک "سیگنالهای پراکنده" بشوید...
فید مطالب   
اشتراک ایمیلی


post:362 
 

ساعات کاری ارائه اینترنت ضابطه مند می شود

شعر/ترانه/جفنگ/طنز   
  • بر اساس قانون جدید، هر آی اس پی باید بطور متوسط 40 ساعت در هفته و با اخد مجوز اضافه‌کاری حداکثر به مدت 65 ساعت در هفته به فعالیت بپردازد و در تمام جمعه‌ها، تعطیلات رسمی و همچنین تعطیلات غیر رسمی که توسط سخنگوی دولت متعاقبا اعلام خواهد شد، رسما تعطیل باشد.

از این به بعد آی‌اس‌پی‌ها ملزم به رعایت ساعات کاری اداری خواهند شد.

به گزارش آی طنز نیوز مدیر طرح ارتقای امنیت مجازی اعلام کرد از این به بعد شرکت‌های تامین کننده اینترنت (آی اس پی‌ها) باید مطابق با سایر سازمان‌ها ساعات کاری خود را تنظیم نمایند.

بر اساس قانون جدید، هر آی اس پی باید بطور متوسط 40 ساعت در هفته و با اخد مجوز اضافه‌کاری حداکثر به مدت 65 ساعت در هفته به فعالیت بپردازد و در تمام جمعه‌ها، تعطیلات رسمی و همچنین تعطیلات غیر رسمی که توسط سخنگوی دولت متعاقبا اعلام خواهد شد، رسما تعطیل باشد.

به گفته مدیر طرح ارتقای امنیت مجازی هرگونه خدمات‌دهی این شرکت‌ها بین ساعت 10 تا 8 صبح نیز به شدت ممنوع است و با متخلفان بر اساس قانونِ "برخورد با اشاعه دهندگان فساد و فحشا" مصوب سال 1298، برخوردِ اکید خواهد شد.

وی گفت: تعداد چهارصد و بیست هایس و استیشن مجازی نیز برای تذکر و دستگیری وبگردانی که در محیط مجازی شئون اسلامی را رعایت نکنند در نظر گرفته شده‌است.

وی همچنین در مورد سهمیه بندی اینترنت گفت: با همکاری "شرکت‌های زنجیره‌ای آشنا"، مراحل طراحی کارت سهمیه بندی اینترنت به اتمام رسیده و هم‌اکنون دستندرکاران این طرح ملی، درحال وارد کردن مودم‌های کارتی از چین هستند که پس از نصب این مودم‌ها در جایگاه‌های اینترنت‌رسانی، دسترسی به اینترنت فقط با کارت‌های سهمیه‌بندی اینترنت امکان پذیر خواهد بود.



مشترک "سیگنالهای پراکنده" بشوید...
فید مطالب   
اشتراک ایمیلی


post:347 
 

ميدوني ؟

شعر/ترانه/جفنگ/طنز   
 

مي دوني ؟

يه اتاق باشه ..... گرم گرم .... روشن روشن

تو باشي منم باشم

کف اتاق سنگ باشه.. سنگ سفيد..تو منو بغل کردي که نترسم

که سردم نشه نلرزم

مي دوني ؟

تو منو بغل کردي طوري که تکيه دادي به ديوار

پاهاتم دراز کردي...منم اومدم نشستم جلوت

بهت تکيه دادم

دو تا دستاتو دور من حلقه کردي

بهت ميگم چشماتو مي بندي؟...مي گي : آره

چشماتو مي بندي

بهت مي گم : قصه مي گي تو گوشم ؟

مي گي : آره

و شروع مي کني به قصه گفتن تو گوشم

آروم آروم.......قصه مي گي

يک عالمه قصه بلندو طولاني که هيچ وقت تموم نمي شه

مي دوني ؟
مي خوام رگمو بزنم

چون دست چپ...يه حرکت سريع.. يه جمله ي عميق بلدي ؟

نه واي !!! تو که نمي بيني

و نمي دوني که مي خوام رگمو بزنم

تو چشماتو بستي نمي بيني .....

من تيغ و از جيبم در ميارم.... نمي بيني که سريع مي برم

نمي بيني که خون فواره مي کنه... روي سنگ هاي سفيد و

نمي بيني که دستم مي سوزه

من لبمو گاز مي گيرم که نگم : آخ

که تو چشماتو باز نکني و منو نبيني

تو داري قصه مي گي و هيچ چيز رو نمي بيني

من دارم دستمو نگاه ميکنم

دست چپمو.....خون ازش مياد

مي دو ني ؟

دستمو مي ذارم رو زانوهام

خون از روي زانوهام مي ريزه کف سنگها

مسيرش قشنگه.....حيف که چشمات بسته است

نمي بيني .....

تو بغلم کردي نمي بيني که سردم شده

محکمتر بغلم مي کني تا گرمم شه

مي بيني که نا منظم نفس مي کشم

تو دلت مي گي آخي............

نفسم گرفت.. مي بيني ولي محکم تر بغلم مي کني

سردتر مي شم ...مي بيني که ديگه نفس نمي کشم

چشماتو باز مي کني و مي بيني من مردم .. مي دوني ؟

مي ترسم خودمو بکشم

از سرد شدن... از اين هايي که مردن... از خون ديدن

ولي وقتي بغلم کردي ديگه نترسيدم

مردن خوب بود

آروم آروم ...در کناره تو ... و در آغوشه تو ...

گريه نکن

من ديگه نيستم که ببوسمت.....بگم خوشکل شدي

تو خيلي گريه مي کني

دلم مي شکنه ... دلم نا زکه... نشکونش

باشه ؟

من مردم ولي تو باورت نمي شه

تکونم مي دي که بيدار شم

فکر مي کني مثل هميشه قصه گفتي و من خوابيدم

مي بيني نفس نمي کشم ....ولي بازم باور نمي کني

اونقدر محکم بغلم مي کني که گرمم شه... اما فايده نداره

من مر دم ... ولي براي تو زنده ام

پس هر شب به اين باغ بيا .... ولي گريه نکن

مي خوام يه چيزي بهت بگم مي دوني ؟

دوستت دارم





مشترک "سیگنالهای پراکنده" بشوید...
فید مطالب   
اشتراک ایمیلی


post:300 
 

اسبها در ابتدا خر بوده‌اند

شعر/ترانه/جفنگ/طنز   
اسبها در ابتدا خر بوده‌اند بلكه از خر نيز خرتر بوده‌اند اسبها خرهاي پررو بوده‌اند اهل غوغا و هياهو بوده‌اند سربه‌زيري شد بلاي جان خر اي پسر از سربه‌زيري كن حذر خر، تواضع مي‌كند پس ابله است خر، به گمنامي دلي خوش كرده است اي خر اي راوي اول شخص من باز هم عرعر كن و جفتك بزن اي خر اي داناي كلِ باربر سمبل مردانگي از هر نظر اي خر اي افسانه سيال ذهن عرعرت فرياد بغض كال ذهن جان فداي تار و پود عرعرت زير و بم، اوج و فرود عرعرت

مشترک "سیگنالهای پراکنده" بشوید...
فید مطالب   
اشتراک ایمیلی


post:293 
 

فيلتر مي‌کني

شعر/ترانه/جفنگ/طنز   
من مي‌خندم، تو فيلتر مي‌کني.
من با دختر همسايه بازي مي‌کنم، تو فيلتر مي‌کني.
من مدرسه مي‌روم، تو فيلتر مي‌کني.
 
من کارتون نگاه مي‌کنم، تو فيلتر مي‌کني.
من درس مي‌خوانم، تو فيلتر مي‌کني.
من دانشگاه مي‌روم، تو فيلتر مي‌کني.
 
نگاه مي‌کنم، فيلتر مي‌کني.
مي‌نويسم، فيلتر مي‌کني.
مي‌خوانم، فيلتر مي‌کني.
مي‌شنوم، فيلتر مي‌کني.
 
من تلاش مي‌کنم، تو فيلتر مي‌کني.
 
دوست مي‌دارم، فيلتر مي‌کني.
زندگي مي‌کنم، فيلتر مي‌کني.
عشق مي‌ورزم، فيلتر مي‌کني.
 
لبخند مي‌زنم، مي‌روم
به جايي که از آن فيلتر کردن آموخته‌اي
من مي‌روم و تو فيلتر مي‌شوي.


مشترک "سیگنالهای پراکنده" بشوید...
فید مطالب   
اشتراک ایمیلی


post:263 
 

يادمان باشد

شعر/ترانه/جفنگ/طنز   
 
 
 
 
  • يادمان باشد از امروز خطايي نكنيم.
  • اگر چه در خود شكستيم ، صدايي نكنيم.
  • يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق زِ هر بي سروپايي نکنيم...


مشترک "سیگنالهای پراکنده" بشوید...
فید مطالب   
اشتراک ایمیلی


post:191 
 

...

شعر/ترانه/جفنگ/طنز   

در اين سراي بي كسي كسي به در نمي زند به دشت پر ملال من پرنده پر نمي زند يكي ز شب گرفتگان چراغ بر نمي كند كسي به كوچسار شب در سحر نمي زند نشسته ام در انتظار اين غبار بي سوار دريغ كز شبي چنين سپيده سر نمي زند!!



مشترک "سیگنالهای پراکنده" بشوید...
فید مطالب   
اشتراک ایمیلی


post:176 
 

بي همگان به سر شود بي‌تو به سر نمي‌شود

شعر/ترانه/جفنگ/طنز   
snjonline, picture, beto be sar nemeshavad
بي همگان به سر شود بي‌تو به سر نمي‌شود
داغ تو دارد اين دلم جاي دگر نمي‌شود
 
ديده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو
گوش طرب به دست تو بي‌تو به سر نمي‌شود
جان ز تو جوش مي‌کند دل ز تو نوش مي‌کند
عقل خروش مي‌کند بي‌تو به سر نمي‌شود
خمر من و خمار من باغ من و بهار من
خواب من و قرار من بي‌تو به سر نمي‌شود
جاه و جلال من تويي ملکت و مال من تويي
آب زلال من تويي بي‌تو به سر نمي‌شود
گاه سوي وفا روي گاه سوي جفا روي
آن مني کجا روي بي‌تو به سر نمي‌شود
دل بنهند برکني توبه کنند بشکني
اين همه خود تو مي‌کني بي‌تو به سر نمي‌شود
بي تو اگر به سر شدي زير جهان زبر شدي
باغ ارم سقر شدي بي‌تو به سر نمي‌شود
گر تو سري قدم شوم ور تو کفي علم شوم
ور بروي عدم شوم بي‌تو به سر نمي‌شود
خواب مرا ببسته‌اي نقش مرا بشسته‌اي
وز همه‌ام گسسته‌اي بي‌تو به سر نمي‌شود
گر تو نباشي يار من گشت خراب کار من
مونس و غمگسار من بي‌تو به سر نمي‌شود
بي تو نه زندگي خوشم بي‌تو نه مردگي خوشم
سر ز غم تو چون کشم بي‌تو به سر نمي‌شود
هر چه بگويم اي سند نيست جدا ز نيک و بد
هم تو بگو به لطف خود بي‌تو به سر نمي‌شود
 


مشترک "سیگنالهای پراکنده" بشوید...
فید مطالب   
اشتراک ایمیلی


post:147 
 

:: فال حافظ ::

شعر/ترانه/جفنگ/طنز   
:: فال حافظ ::
www.snjonline.blogfa.com  - فال حافظ
 
ابتدا نيت کنيد

سپس براي شادي روح حضرت حافظ يك صلوات بفرستيد

حالا بر روي فال کليک کنيد

 


مشترک "سیگنالهای پراکنده" بشوید...
فید مطالب   
اشتراک ایمیلی


post:119 
 

مرا ببوس - متن

شعر/ترانه/جفنگ/طنز   
مرا ببوس، مرا ببوس

برای آخرين بار، تو را خدا نگهدار که مي روم به سوی سرنوشت

بهار ما گذشته، گذشته ها گذشته، منم به جستجوی سرنوشت

در ميان توفان هم پيمان با قايقران ها

گذشته از جان بايد بگذشت از توفان ها

به نيمه شب ها دارم با يارم پيمان ها

که بر فروزم آتش ها در کوهستان ها

شب سيه سفر کنم، ز تيره ره گذر کنم

نگرتو ای گل من، سرشک غم بدامن، برای من ميفکن

دختر زيبا امشب بر تو مهمانم، در پيش تو مي مانم، تا سر بگذاری بر سر من

دختر زيبا از برق نگاه تو، اشگ بي گناه تو، روشن گردد يک

امشب من

ستاره مرد سپيده دم، به رسم يک اشاره، نهاده ديده برهم،

ميان پرنيان غنوده بود.

در آخرين نگاهش نگاه بي گناهش، سرود واپسين سروده بود.

بين که من از اين پس دل در راه ديگر دارم.

به راه ديگر شوری ديگر در سر دارم

به صبح روشن بايد از آن دل بردارم، که عهد خونين با صبحی

روشن تر دارم... ها

مراببوس

اين بوسه وداع

بوی خون می دهد



مشترک "سیگنالهای پراکنده" بشوید...
فید مطالب   
اشتراک ایمیلی


post:111 
 

شكلك هاي مسنجر از ديدگاه شعرا

شعر/ترانه/جفنگ/طنز   
 
شكلك هاي مسنجر از ديدگاه شعرا
 




مشترک "سیگنالهای پراکنده" بشوید...
فید مطالب   
اشتراک ایمیلی


post:97 
 

من چقدر بيدارم

شعر/ترانه/جفنگ/طنز   
www.snjonline.blogfa.com

من چقدر بيدارم  پرم از  عشق خدا فهم عشقش سادست مثله درک شبنم... مثله طعم باران او همان لبخند است که به هنگام تماشاي دل آينه ها بر لبانت جاريست او همان اميد است او تن خورشيد است 
او نگاه مهتاب در شب تاريک است من چقدر بيدارم واتاقم آبيست وکتاب شعرم  چه سپيد است امروز...(باران)


مشترک "سیگنالهای پراکنده" بشوید...
فید مطالب   
اشتراک ایمیلی


post:85 
 

سولات MCSE لو رفته است - تو مايه هاي سوالات کنکور

شعر/ترانه/جفنگ/طنز   

اینم سولات MCSE که من لوشون میدم:

مدت پاسخگويی در روزنامه های کثيرالانتشار اعلام خواهد شد.

تست های فرهنگی هنری

هنرپيشه معروف سينما ؟
الف) محمدرضا گلزار
ب) محمدرضا علفزار
ک) محمدرضا گندمزار
ش) محمدرضا دشت

هنرپيشه مرحوم سينما ؟
الف) رضا ژيان
ب) رضا ماکسيما
ک) رضا فولکس
ش) رضا خاور

هنرپيشه مرحوم فيلم "ممل آمريکايي" ؟
الف) نعمت الله گرجي
ب) نعمت الله ساقه طلايي
ک) نعمت الله شيرين عسل
ش) نعمت الله مينو

هنرپيشه زن معروف سينما ؟
الف) هديه تهراني
ب) کادوي تهراني
ک) چشم روشني تهراني
ش) قابل نداره تهراني

بازيگر چشم روشن سينما و تلوزيون ؟
الف) پارسا پيروزفر
ب) فارسا فيروزپر
ک) پارسا پيروزپر
ش) فارسا فيروزفر

يکي از آهنگ هاي منصور ؟
الف) ديوونه
ب) ... خل
ک) منگل
ش) عجوج مجوج!

خشايار اعتمادي چه سبکي مي خواند ؟
الف) پاپ
ب) اسقف
ک) راهبه
ش) موبد

تست های ورزشی

کشتي گير گردن کلفت ايران ؟
الف) عباس جديدي
ب) عباس قديمي
ک) عباس نيو
ش) عباس آپ تو ديت

تيم فوتبال آباداني ؟
الف) نفت آبادان
ب) بنزين آبادان
ک) گازوئيل آبادان
ش) استقلال اهواز

باشگاه انگليسي ؟
الف) ميدلزبرو
ب) ميدلزبيا
ک) ميدلزبودي حالا
ش) ميدلزپاشو برو گمشو

بازيکن بوسنيايي سابق بايرن مونيخ ؟
الف) حسن صالح حميدزيچ
ب) حميد صالح حسنزيچ
ک) حسن حميد صالحزيچ
ش) بابا چند نفر به يه نفر ؟؟؟

دروازه بان انگليس در جام جهاني ١٩٩٨ فرانسه ؟
الف) ديويد سيمن
ب) ديويد سيمثقال
ک) ديويد سيگرم
ش) ديويد سيتن

مربي سابق تيم ملي انگليس و استراليا ؟
الف) تري ونبلز
ب) مونو ونبلز
ک) تترا ونبلز
ش) هگزا ونبلز

مهاجم سال هاي دور منچستر يونايتد ؟
الف) اندي کول
ب) اندي سرشانه
ک) اندي پشت بازو
ش) اندي مرسي هيکل

مهاجم تيم ملي هلند و آرسنال ؟
الف) دنيس برگکمپ
ب) دنيس اروين
ک) دنيس وايز
ش) دنيس تريکو

آقاي گل جام جهاني ٧٤ آلمان ؟
الف) گرد مولر
ب) بيضي مولر
ک) مستطيل مولر
ش) ٨ وجهي منتظم مولر

تست های وبلاگی

بهنود کابوي ، کدام نوع بهنود است ؟
الف) بهنود جيگر
ب) بهنود ديگر
ک) بهنود شيکر
ش) بهنود مسگر

اولين بلاگر ايراني ؟
الف) سلمان
ب) ابوذر
ک) بلال
ش) خديجه

خوشتيپ ترين بلاگر ؟
الف) پرومته
ب) محمود فکري
ک) عيسي ترائوره
ش) رضا عنايتي

ترسو ترين بلاگر ؟
الف) شبح
ب) جن
ک) ديو
ش) لولو خورخوره

نويسنده وبلاگ پدرخوانده ؟
الف) فردين نوري
ب) بهروز وثوق نوري
ک) ناصر ملک مطيع نوري
ش) گوگوش نوري

دختر بلاگر شمالي ؟
الف) زهرا
Hb
ب) زهرا
B2
ک) زهرا اتود
ش) زهرا پاک کن

گرداننده سايت جييگر ؟
الف) آرمان جيگرکي
ب) آرمان ساندويچي
ک) آرمان بوف
ش) اکبر جوجه

وبلاگ نويس پرحرف کرجي ؟
الف) زيتون
ب) ماست موسير
ک) سالاد فصل
ش) ترشي

نام وبلاگ حسين درخشان ؟
الف) سردبير: خودم
ب) مدير مسئول: خودم
ک) وزارت ارشاد: خودم
ش) کيهان

تست های الکی

برد اصلي کامپيوتر ؟
الف) مادربرد
ب) فادربرد
ک) طلاق برد
ش) بر پدر و مادر کسي که در اين محل آشغال بريزد ... !!!

نژاد مردم شرق آسيا ؟
الف) زرد
ب) عنابي
ک) بنفش
ش) چهارخونه راه راه يشمی

يکي از ميدان هاي تهران و شاعر ؟
الف) فردوسي
ب) انقلاب
ک) ونک
ش) مستقيم

وقت شما به پايان رسيد . لطفا ماوس های خود را بالا بگيريد!

...
کپی رايتشم که مال سايت آبکشه!
(البته من از یه جا دیگه کش رفتم!)
از گزينه هاش معلومه! (الف – ب – ک – ش)


مشترک "سیگنالهای پراکنده" بشوید...
فید مطالب   
اشتراک ایمیلی


post:83 
 

     Join My Community at MyBloglog!