تبليغاتX
snjonline
SNJOnLiNE - One Signal ejector
خوش آمديد...


آقای شهردار این تصاویر را دیده اید؟

  
ترسبرق نگاه معصومشان ‌با قاب‌هاي چوبي در دست که در آن ‌چهره‌هايي متفاوت از تصوير فعلي‌اشان را نشان‌ مي‌داد، آتش به دلمان زد.
عمق نگاه نافذشان شرمسارمان کرد که چرا نبايد يک بخاري استاندارد در کلاسشان مي‌بود، و انگشت‌هاي ذوب شده‌ نرگس در کنار کتاب فارسي کلاس سوم ما را ناخودآگاه به ياد حسنک کجايي، تصميم کبري، روباه و خروس و ده‌ها درس خاطره‌انگيز ديگر اين دوره انداخت.
نمي‌دانيم وقتي به درس پترس فداکار مي‌رسند، چه تصويري از انگشت پترس در ذهنشان شکل خواهد گرفت و حتي نمي‌دانيم آيا به خاطر گرمي مشعل دهقان فداکار، او را دوست مي‌دارند.
دخترکان و پسرکاني با قاب‌هاي بزرگ در دست که حسرت و رنج در چشمانشان موج مي‌زند، بچه‌هايي که رنگ نداشته ديوار خانه‌اشان حکايت از جيب خالي والدينشان براي هزينه‌هاي سرسام‌آور درمان دارد و نمي‌دانيم چرا تا به امروز گره‌هاي چروک چهره‌‌هايشان که قرار بود ترميم شوند، هنوز باز نشده است و اين پرسش که آيا در ميان سيل پزشکان اين مرز و بوم کسي حاضر است با ظرافت انگشتانش مرهمي براي صورتکان اين بچه‌ها باشد، ما را به خود مشغول کرده است.
نرگس در روستايشان مي‌ماند، به دنبال مرغ خانه‌اشان مي‌دود تا شايد با سر و صداي مرغ و خروس‌هاي خانه بتواند اندکي خود را تخليه کند.
نرگس در کنار ديگر بچه‌هاي قرباني غفلت ما در کنار بچه‌هاي روستا براي گرفتن يک عکس حاضر مي‌شود اما او براي عکاس نمي‌خندد.
نرگس دفتر مشقش را باز مي‌کند، به زحمت و با کمک دست ديگر مداد سياه را در دست مي‌گيرد و در سطر اول مي‌نويسد: اي کاش کلاسمان آتش نمي‌گرفت...

آقای شهردار این تصاویر را دیده اید؟

در خبرها آمده بود که شهردار محترم تهران مبلغ 3 میلیارد تومان را برای بازسازی لبنان اختصاص دادن.
آقای شهردار این تصاویر را قبلا دیده اید؟
تصاویر کودکانی که بخاطر آتش سوزی در مدرسه و به خاطر نبود بخاری گازی و امکانات گرمایشی مناسب به این شکل افتادن ...
آیا ما کم حافظه شده ایم؟ آیا جناب شهردار یادی از این عزیزان کرده اند؟
آیا کمک به مردم روستایی و به دور از امکانات مملکت خودمون از بذل بخشش برای کشورهای دیگه واجب تر نیست؟
و خیلی پرسش های بی پاسخ دیگه ...


p428: Link 
 
OYAX ارسال این مطلب به گوگل ردیر

کف زدن شبانه در آنسوی دیوار!

روز نوشته ها/daily notes   
پشه




اگر در شبی تابستانی از آن سوی دیوار، صدای کف زدن به گوشتان رسید، خیال نکنید که صدا، صدای عروسی و بزن و بکوب و رقص و پایکوبی است! آگاه باشید که یکی از ابنای بشر از دست پشه گان به سطوح آمده و دست خالی به نبردی تن به تن با انبوه دژخیمان خونخوار رفته است!


p424: Link 
 
OYAX ارسال این مطلب به گوگل ردیر

آگهی‌های که برای من می‌آیند!!!

عکس/Picture   
امروز یه ایمیل برام رسیده بود با عنوان "استخدام" اینم یه عکس از متنش...


p427: Link 
 
OYAX ارسال این مطلب به گوگل ردیر

چت توسط موبایل رایگان بود!

موبایل/Mobile   
Nimbuzz Nimbuzz وبسایتی بود که با دانلود برنامه ای از این سایت و نصب آن در تلفن همراه خود میتوانستید بوسیله سیمکارت ایرانسل به رایگان با آی دی یاهو یا جیمیل خود چت کنید و یا در چت رومهای این سایت شرکت کنید و یا چت روم بسازید، بله رایگان، حتی یک تومان هم از حساب شما کم نمی شد، اما دیگر ایرانسل جلوی اینکار را گرفته و بنظر میرسد دیگر رنگ Nimbuzz رایگان را نخواهیم دید.

p425: Link 
 
OYAX ارسال این مطلب به گوگل ردیر

بانک مرکزی اسرائیل توسط مسلمانان مورد حمله قرار گرفت.

  
بانک مرکزی اسرائیل توسط مسلمانان مورد حمله قرار گرفت.
بانک مرکزی اسرائیل مجبور شد که وب‌سایت خود را که توسط مسلمانان الجزیره‌ای مورد حمله و هک قرار گرفته بود را برای مدتی ببندد. آنها در این زمینه گفتند: وب‌سایت را در روز جمعه برای مدتی بستند چون یکی هکر به نام موریش به سرورهای آنها دسترسی پیدا کرده و محتوای صفحات سایت‌ را تغییر داده و پیام‌های ضداسرائیلی در آن نوشته است. همچنین این هکر تمام اخبار بانک را که تا اکتبر ۲۰۰۷ نوشته شده بودند را پاک کرده است.

هکر مسلمان در صفحه اصلی سایت بانک مرکزی اسرائیل این پیغام را نوشته بود:
به من گوش بده Jews - شما ملتی هستید که به زودی خواهید رفت و جنگ را زود یا دیر به مسلمانان خواهید باخت. انشاالله پیروزی به زودی به دست می‌آید. ماجرای Chechnya دوباره روی خواهد داد و ما شما را از کشور بیرون خواهیم کرد. میلیونها جوان مسلمان آماده شهید شدن برای جنگ و قدس هستند.

این بانک قبلا هم مورد حمله قرار گرفته بود، شرکت‌های امنیتی در مورد امنیت پایین این بانک به آنها هشدار داده بودند. شاید وقتی سایت یک مدرسه هک می‌شود و سوالات بین دانش‌آموزان پخش می‌شود، کار بزرگی انجام نشده باشد ولی هک شدن یک بانک از اعتبار آن بسیار می‌کاهد.

به نقل از سافت‌پدیا



p426: Link 
 
OYAX ارسال این مطلب به گوگل ردیر

ترفندهای ایرانسل : شنیدن موزیک امام علی از ایرانسل

موبایل/Mobile   
irancellایرانسل یه سری کدها و شماره های مخفی داره که هنوز رو نکرده مثلا سرویسهای رایگانی جهت ارسال اطلاعات به وسیله پیامک یا سرویسهای هوشمند مکالمه داره که به مرور نحوه استفاده از اونا رو توضیح میدم.
برای شروع شماره 159 رو بگیرید تا براتون موزیک امام علی پخش کنه در ضمن این سرویس کاملا رایگانه و بابت اون پولی پرداخت نمی‌کنید.
با همه گوشی ها هم قابل شنیدن هست حتی نوکیا 1100!


p423: Link 
 
OYAX ارسال این مطلب به گوگل ردیر

كامپيوترهاى كوانتومى

فناوری اطلاعات   
كامپيوترهاى كوانتومى

کامپیوتر کوانتومیكامپيوترى كه روى ميز تحرير شما جا خوش كرده، براى كاركردن بايد يك مشت صفر و يك را بفهمد و دستكارى كند. همه اطلاعات اعم از حروف و اعداد يا وضعيت مودم و موس شما با مجموعه اى از بيت هاى متشكل از صفرها و يك ها به كامپيوتر داده مى شود. اين بيت هاى اطلاعات، خيلى ساده همان طورى تعريف مى شوند كه فيزيك كلاسيك دنيا را تعريف مى كند؛ سوئيچ هاى الكتريكى مى توانند روشن يا خاموش باشند، اشيا مى توانند اينجا باشند، مى توانند هم نباشند! ولى كامپيوترهاى كوانتومى با طبيعت دودويى هاى فيزيك كلاسيك محدود نمى شوند همه اش به اين بستگى دارد كه حالت بيت هاى كوانتومى يا همان كوبيت ها را چطور ببينيم؛ كوبيت ها ممكن است نشانگر يك صفر يا يك يك، تركيبى از اين دو يا حتى معرف عددى باشند كه حالت آنها را جايى بين صفر و يك تعيين مى كند. با توجه به فيزيك كوانتومى، نمى توان دقيقاً وجود يا عدم وجود يك ذره ريز درون اتمى را مشخص كرد. مى توان به وسيله آمار و احتمال، امكان وجود اين ذره هاى ريز را در مكان و زمان مشخصى تعيين كرد، اما هيچ راهى براى دانستن قطعى اين كه آيا اين ذره آنجا هست يا نه، تا وقتى كه آن را مستقيماً نديده ايم وجود ندارد. البته آنچه كه در كامپيوترهاى كوانتومى با ارزش است همين احتمالات است. اين احتمال بودن يا نبودن است كه نبودن يا بودن كامپيوترهاى كوانتومى را تعيين مى كند.

قدرت زياد پردازنده هاى كنونى هنوز نتوانسته تشنگى بشر به سرعت و ظرفيت محاسبات را برطرف كند. در سال 1947 مهندس آمريكايى «هووارد آيكن» گفت كه فقط 6 كامپيوتر ديجيتال الكترونيكى نياز محاسباتى تمام ايالت متحده را بر طرف مى كند. ديگران هم پيش بينى هاى مشابهى را درباره ميزان قدرت محاسباتى لازم براى برطرف كردن نياز هاى تكنولوژيكى روبه رشد انجام دادند. البته «آيكن» حجم زياد اطلاعاتى كه از تحقيقات علمى ايجاد مى شد را به حساب نياورده بود، گستردگى كامپيوتر ها به عنوان بخشى از زندگى روزمره انسان قرن جديد و ضرورت اينترنت به تنهايى مى تواند نياز بشر به قدرت محاسبات را چند برابر كند. آيا انسان به قدرت مورد نياز خود براى محاسبه و پردازش اطلاعات دست خواهد يافت؟




p422: Link 
 
OYAX ارسال این مطلب به گوگل ردیر

آقای جوان ِ زیبارو! آیا شما ازدواج کرده‌اید؟

شعر/ترانه/جفنگ/طنز   
در هوای چمن ای مرغ گرفتار منال
شب دراز است؛ دمی در قفس و دام بخسب ...
بیت از «خاقانی»

قلبوارد فرودگاه که شدیم، طنین حماسی این سوال، تن هر جوان ِ زیبارویی را می‌لرزاند. به سمت صدا برگشتم: چهره‌ای اهورایی بود، شبیه مادربزرگ خدابیامرزم. کوله‌پشتی‌ام را نشان دادم که یعنی «معلوم نیست ازدواج کرده‌ام و این کوله‌پشتی را زن‌ام برای‌ام خریده‌است؟»
سفر، شگفت و ژرف، آغاز شد. از گیت‌ پرواز که می‌گذشتیم، ماموری با چهره‌ای عبوس گفت:«کارت شناسایی!» شناسنامه‌ام را دادم. صفحهء اول را اصلا نگاه نکرد. صفحهء دوم را نگاه کرد و گفت:«شما که ازدواج نکرده‌اید!» معلوم بود که خط‌خوردگی‌ ِ صفحهء دوم را ندیده‌است و اصلا به کوله‌پشتی و حلقه‌ای که در دست دارم، توجه نکرده است. گفتم:«ولی ما باید الآن بپریم! دیر می‌شه‌ها!» گفت:«بپر پرندهء عاشق .. برو ... برو که درخواست‌های بسیاری در انتظار توست.» و زار زار گریست. ما، من و علی، سوار بر بال اتوبوس، باند فرودگاه را طی کردیم و به «دهانه»ء هواپیما رسیدیم.
- آقای جوان ِ زیبارو! آیا شما ازدواج کرده‌اید؟
مرد جوانی، جلوی در ورودی هواپیما ایستاده بود. اول علی وارد شد و پشت سرش، من. چشم چرخاندم به اطراف. نگاه‌ها خیره به من بود، مرد و زن؛ زن‌ها بیش‌تر. یکی از میهمان‌داران، به استقبال‌ام آمد. گفت:«از سوال همکارم {اشاره به مرد جوان} نگران نشوید، برای من پرسید؛ سوء تفاهم نشود!» نفس راحتی کشیدم و کوله‌پشتی‌ام را نشان دادم که یعنی:«معلوم نیست ازدواج کرده‌ام و این کوله‌پشتی را زن‌ام برای‌ام خریده‌است؟» به کوله‌پشتی‌ام نگاهی کرد و درجا، جان به جان‌آفرین تسلیم کرد. شوری برپا شد ناگفتنی. جماعت زار زار می‌گریستند، خاصه پرسنل پروازی ایران ایر تور. دختر جوان را جمع و جور کردند و ریختند‌ش داخل یک نایلون سیاه‌رنگ، تا به سردخانهء متوفیات شیراز تحویل بدهند. ما هم رفتیم و نشستیم روی صندلی‌هامان. چند میهمان‌دار ِ جوان، به صندلی ما نزدیک شدند که امضا بگیرند. یکی‌شان یک تکه کاغذ به طرف‌ام گرفت که روی‌اش با خطی ریز، نوشته بود:« آقای جوان ِ زیبارو! آیا شما ازدواج کرده‌اید؟ اگر کرده‌اید، کوفت‌ش شه!! اگر نه، امضا کنید این عشق را!» حوصله‌ام داشت کم‌کم سر می‌رفت. به علی گفتم سرم درد می‌کند و باید کمی چشم برهم بگذارم. علی به‌شدت نگران ادبیات کودک و نوجوان بود. نگرانی را توی چشمان‌اش می‌خواندم. اضطراب داشت. امضای من را هم بلد نبود که جعل کند، این شد که پای تمام درخواست‌ها دو مثلث تو در تو کشید، و پایین آن چیزی به خط عبری نوشت. اطمینان داشتم که این رفیق ما، صهیونیستی بیش نیست. چشم‌هام سنگین شد. یاد سفرم به لنبان افتادم. روزگار غریبی بود. چند بار نزدیک بود که به‌دست دختران لبنانی، استشهادی بشوم. یعنی خدا من را دوست داشت؟
با صدای یک اِواخواهر از خواب پریدم:«آقایون و خانم‌های محترم، و جناب آقای حسین نوروزی، کاپتان هستم، سفر خوشی را برای شما آرزو می‌کنم. امیدوارم که در طول سفر، کمربندهای خودتان را محکم ببندید و در ارائهء پیشنهادات ازدواج، کمال اغواگری را داشته باشید. لیدیز اند جنتلمن، وی لاو میستر حسین...»... بقیه داستان را از اینجا بخوانید

چشم‌هام را باز کردم و میهمان‌دار را بالای سرم دیدم. شبیه مادر ترزا می‌خندید. خلبان در کابین‌اش، حمیرا گذاشته بود و صدا را داده بود توی بلندگوهای داخلی:«خاطرات شمال، محاله یادم بره.. اون‌همه شور و حال، محاله یادم بره...» خیال کردم اشتباه سوار شده‌ایم؛ ما داشتیم به جنوب می‌رفتیم، ولی حمیرا از شمال می‌گفت. میهمان‌دار، گوشهء مقنعه‌اش را توی دهان‌اش گذاشته بود که صدای‌اش عوض شود. با غمزه، ظرفی یک‌بار مصرف را به‌طرف‌ام گرفت: یک قوطی آب‌میوه، بسته‌ای غذا، یک نارنگی، و ... یک شاخه گل رُز! تعجب کردم. قبلا هم شنیده بودم که تازگی‌ها توی پروازهای طولانی، خلبان‌ها مسافران را در شنیدن موزیک شریک می‌کنند. غذا هم که همیشه می‌دادند. ولی گل رُز.. عجیب بود. فکر کردم چه خوب است این‌همه تکریم مسافر و این‌همه نوآوری. گل رُز را با اکراه گرفتم، و تشکر کردم. دختر جوان، با صدایی لرزان، گفت:«یعنی.. یعنی.. یعنی شما با من...» و پخش شد روی زمین. کل هواپیما را دیدم که سر پا ایستاده‌اند و با چشم‌هایی خیس، و لبخندی ابلهانه بر لب، دارند ما را تشویق می‌کنند...بقیه داستان را از اینجا بخوانید


پ.ن : کاش ما هم طبع طنز داشتیم چیز میز مینوشتم.


p421: Link 
 
OYAX ارسال این مطلب به گوگل ردیر

پروانه

روز نوشته ها/daily notes   
butterfly, apple


براي آمدنت بارها دعا کردم
ستاره و گل و پروانه را صدا کردم
براي آمدنت ,خوب بود مي ديدي:
هزار قاصدک شوق را رها کردم
+


p420: Link 
 
OYAX ارسال این مطلب به گوگل ردیر

این بالش شما را بدون استرس از خواب بیدار میکند

علمي و اطلاعات عمومی/scientific   

با این بالش بدون استرس از خواب بیدار شوید

اگه شما با صدای زنگ بلند بیدار شید به طور معمول استرس و خواب آلودگی در وجودتون حس میشه ، اما با این بالش چنین حالتی دیگه تو وجودتون حس نمیشه . این بالش متشکل شده از یه سری LED که هم میتونه هر وقت که خواستید ساعت رو به شما نشون بده و موقع بیدار کردن شما از نور استفاده میکنه . وقتی شما ساعت بیدار شدن رو برای این بالش تنظیم میکنید بالش به صورت معمول از 40 دقیقه قبل شرایط بیدار شدن رو برای شما فراهم میکنه تا شما به صورت طبیعی از خواب بیدار بشید . فقط یه مشکلی داره ، مشکلش اینه که هنوز به صورت نمونه هستش و به تولید انبوه نرسیده . امید میره که به تولید انبوه هم برسه .

با این بالش بدون استرس از خواب بیدار شوید

منبع

منبع من



p419: Link 
 
OYAX ارسال این مطلب به گوگل ردیر

عکس - خودکشی به سبک لیمو

عکس/Picture   
suicide
همیشه سعی کنید در هر حالتی مفید واقع شوید حتی موقع...

p418: Link 
 
OYAX ارسال این مطلب به گوگل ردیر

مدیریت اولویت عملیات در CPU

اينترنت ويندوز شبکه آموزش ترفند   
شايد براي شما نيز پيش آمده باشد که وقتي چند برنامه را باز مي کنيد
وآنها در حال اجرا باشند مي بينيم که CPU به سرعت تمام ظرفيتش پر شده و 100 درصد در حال فعاليت است.
زماني که ما در Task Manager مشاهده ميکنيم مي بينيم که اين فشار را يک برنامه عادي به CPU وارد کرده است وبراي خود اولويت بالاتري نسبت به برنامه هاي ديگر در نظر گرفته وباعث کندي ويا حتي از کار انداختن برنامه هاي ديگر مي شود.
براي رفع اين مشکل در اين آموزش به شما خواهيم آموخت که چگونه اولويت عمليات را در CPU براي همه برنامه ها يکسان قرار دهيد و تا همه برنامه ها به يک مقدار مساوي فضا را اشغال کند .

cpu
رجیستری ویندوز را باز کنید (run -> regedit)
به کليد زير مراجعه کنيد :
HKEY_LOCAL_MACHINE/System/Current/ControlSet/Services
VXDBIOS

داده اي از نوع DWORD با عنوان CPUPriority ايجاد کرده و يکي از مقادير زير را در آن وارد کنيد .

مقدار 1 ===> عمليات پيش زمينه بالاترين اولويت را دارد ( برنامه هايي که پنجره آنها بالاي ديگر پنجره ها قرار دارد )

مقدار 2 ===> عمليات پيش زمينه از اولويت بالاتري نسبت به برنامه هاي پس زمينه برخوردارند .

مقدار 3 ===> عمليات پيش زمينه و پس زمينه از اولويت يکساني برخوردارند .

مقدار 0 ===> عمليات پيش زمينه بلادرنگ انجام مي شود . ( توجه داشته باشيد اين حالت ممکن است باعث قفل شدن ديگر عمليات و کامپوتر شود )
در پايان سيستم را RESTART کنيد .

نکته :
در صورت نبودن پوشه هاي VXD و BIOS در زير شاخه Services خودتان آنها را ايجاد کنيد.


پ.ن1: من خودم اینو تست نکردم
پ.ن2: این مطلب رو از جایی کپی کردن که خودش هم منبع نداشت پس کسی شاکی نشه.


p417: Link 
 
OYAX ارسال این مطلب به گوگل ردیر